‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب گناهان کبیره. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب گناهان کبیره. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۵/۰۳

اثبات گناه کبیره بودن کمک به ستم گر

اثبات عقلی : پس در صورتی که ظالم را اگر یاری کننده نباشد نتواند ظلم بکند، عقل حکم می کند که یاری کردن او حرام و او را با ظالم در زشتی کردار و مواخذه و مسوولیت یکی می بیند و خلاصه عقل ، بدون هیچ تردیدی به حرام بودن یاری ستمگر در ظلمی که می کند ، حکم می کند.
اما اجماع - پس از مراجعه به کتب فقهی ، معلوم می شود که حرمت کمک ستمگردر ستمش مورد اتفاق جمیع فقها و مسئله اجماعی است.
از قرآن هم برای اثبات حرمت آیه شریفه «وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ » که گذشت، کافی است و پر ظاهر است جایی که کوچک ترین میل با ظالم حرام باشد، یقینا یاری کردنش در ظلمش به طریق اولی حرام خواهد بود. زیرا یاری کردن ستمگر از بالاترین مراتب رکون است و نیز در سوره مائده می فرماید: «یاری نکید بر گناه و بر ستمکاری و بترسید  از عذاب خداوند، به درستی که خداوند سخت عفاب کننده است» {سوره مائده آیه3}

۱۳۸۹/۰۴/۲۹

کمک ستم گر در ستم

یاری کردن به ستمگری که ستم کردن پیشه ی اوست (در جهت ظلمش) بدون شک از گناهان کبیره است. مثلا تازیانه به دستش بدهد که مظلومی را بزند یا قلمی به او بدهد تا حکم ظلمی را بنویسد یا امضا کند یا مظلومی را بگیرد تا ظالم او را بزند یا بکشد یا حبس کند و نظایر اینها.
شیخ انصاری علیه الرحمه، در مکاسب محرمه می فرماید : یاری کردن ستمکارن در ستمی که می کنند ، به دلیل های چهارگانه (که مدار اثبات احکام است یعنی قرآن و عقل و اجماع و سنت)  ثبات و از گناهان کبیره است.

۱۳۸۹/۰۳/۰۸

اقسام ستم کاران

ستم عبارت است از تجاوز کردن از حدود خدا و مخالفت کردن آنچه را که عقل و شرع تعیین نموده است و آن بر دو قسم است: 
1- تجاوز کردن از حدود الهی نسبت به خود، مانند مشرک شدن چنانچه در قرآن مجید می فرماید (به درستی که شرک ستم بزرگی است){سوره31آیه 12} یا تکذیب آیات خدا را کردن چنانچه می فرماید : ( کافران، ایشانند ستمگران){سوره2آیه 255} و به  طور کلی قبول نکردن و باور نداشتن امری که عقلا و شرعا اعتقاد به آن واجب  باشد، ظلم است و نیز مانند نپذیرفتن و عمل نکردن به حکمی از احکام الهی و تجاور نمودن به حدی از حدود الهی به اینکه واجبی را ترک کند یا حرامی را مرتکب شود. چنانچه می فرماید:( کسانی که از حدود الهی خداوند تجاوز کنند ، پس ایشان گروه ستم کارانند) و بالجمله در تمام این موارد شخص به خودش ظلم نموده چنانچه می فرماید: ( بعضی از ایشان ظلم کنندگان به خودند.) 
2- تجاوز کردن از حدود الهی نسبت به دیگری. و آن اذیت کردن و آزار رساندن به دیگری از جهت نفس ، مانند زدن و کشتن و حبس کردن ، یا از جهت آبرو مانند دشنام دادن ، غیبت کردن، تهمت زدن، هتک نمودن، یا از جهت مال مانند اینکه مالی را به غیر حق از صاحبش بگیرد یا حق ثابت او را ندهد، و سایر انواع غصب که اشد مراتب آن که اشغال و تصرف مقام و منصب خلافت است که حق صریح اهلبیت علیهم السلام بوده و خلفای جور و بنی امیه و بنی العباس آنرا غصب نمودند و نظیرش نشستن غیر مجتهد عادل بر کرسی قضاوت است. و این قسم از ظالم نیز بر دو نوع است: یکی آن است که ستم و بیدادگری حرفه و پیشه اوست ، مانند حاکم جور و قطاع الطریق و دیگر آن است که بر سبیل تصادف و اتفاق در موردی یا مواردی ظلمی از او صادر شود و به دیگری ستمی نماید.